برچسب ها : حجاب, پوشیدگی




گاهی اوقات دیده می شود وقتی پرده ای را با چسب به دیوار می چسبانیم ، بعد از گرم شدن هوا چسب ها شل می شود و پایین می افتد .

 

ایمان نیز به همین شکل است ،اگر ایمان سست وبرپای لغزنده ای بر پا شده باشد ، باعث می شود انسانی هم نماز بخواند و هم حسین (ع) را بکشد .

 

ایمان بر اساس تفکر و تعقل

بعضی از ایمان‌ها مثبت و بعضی منفی است ،

ایمان مثبت ایمانی است که بر اساس فکرو تعقّل بر پا شده باشد .

 

قرآن می فرماید: « یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا ؛ فکر می ‌کنند در آفرینش آسمانها و زمین، بعد از فکر می ‌گویند: خدایا اینها را باطل نیافریدی ، هدف داشته ای . »1

 

اما ایمان منفی و آبکی ، ایمانی است که با یک چلو کباب ، با یک هدیه ، با یک سوت ، با یک کف این طرف و آن طرف می رود .

 

کسانی که درکربلا جمع شدند و امام حسین را کشتند ، ایمانشان ایمانِ سستی بود، وگرنه کسی بخاطر اینکه فرماندار شهر رِی شود ،کشتن سرور عالم را قبول نخواهد کرد .

 

اگر کسی ایمان و دین حقیقی داشته باشد، با یک متلک حجابش را برنمی دارد؟

 

می گوییم : خانم شما چرا ؟ شما که حجابتان خوب بود ؟!

 

می گوید : بله حجابم خوب بود اما به یک عروسی دعوت شدم و رفتم، در آنجا به من خندیدند ، متلک گفتند ، من هم خجالت کسیدم و شُل شدم و حجاب را کنار گذاشتم .

 

می گوییم : عروس خانم ، آقای داماد چرا نماز نمی ‌خوانید ؟ می گویند : امشب عروسی مان است . کلی هزینه کرده ام ، اگر بخواهیم نماز بخوانیم آرایش سر و صورتمان ، لباسمان بهم می خورد ،. امشب را بی خیال شو !

 

ایمان وقتی شُل شد با یک متلک ، با یک پول ، با یک زور، با یک تهدید از بین می رود .

 

سلام و صلوات خدا بر بلال، روی سنگ‌های داغ مکه او را خواباندند و سنگ ها را روی بدنش گذاشتند وگفتند : بگو صنم، صنم، صنم، بت، بت، بت، فرمود : احد، احد، احد، « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ؛ خدا یکتاست.»

 

عده ای خدمت پیامبر (ص) رسیدند و گفتند ما مؤمن هستیم، حضرت فرمود : نه ، شما هنوز ایمان در دلتان نرفته است .


قرآن می فرماید: « یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا ؛ فکر می ‌کنند در آفرینش آسمانها و زمین، بعد از فکر می ‌گویند: خدایا اینها را باطل نیافریدی ، هدف داشته ای»

 

انواع ورودی ها در قرآن

در قرآن دونوع دخل مطرح شده است ؛

 

یکی اینکه ؛ مردم داخل در دین می ‌شوند ، این آسان است ، « یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ؛ مردم گروه گروه می ‌آیند در دین داخل می شوند »3

 

در این حالت تنها مردم وارد دین شده اند اما دین در دلهای این ها نفوذی نکرده است .

 

مثل اینکه انسان وارد استخر می شود اما قطره ای از آب داخل بدن او نمی رود یا وقتی که وارد حسینیه می شویم، اما باید ببینیم فکر حسین هم وارد فکرِ ما شده است ؟ از اخلاص حسین، از ایثارش در ما نفوذی کرده است یا خیر ؟!

 

و دیگری : « وَلَمَّا یَدْخُلْ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُمْ »4

 

هرگاه ایمان بر اساس فکر باشد ، ایمان درستی رشد خواهد کرد .

 

همسر فرعون، الگوی ایمان پایدار

قرآن می‌فرماید : همه مردم از این خانم یاد بگیرند ، « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ » 5 همسر فرعون کاخ دید، پول دید، زور دید، اما هیچ یک از این کاخ و طلا در روحش نفوذ نکرد.

 

ایمان موسمی و مقطعی ، نمونه ی ایمان منفی

قرآن می فرماید: ایمان بعضی از مردم مقطعی و موسمی است ، «فَإِذا رَكِبُوا فِی الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِكُونَ » 6 وقتی گیر می كنند ، " یا الله " می گویند امابعد از نجات ، همه چیز را فراموش می کنند. هر وقت گرفتار می شوند ، مؤمن هستند ، اما بعد از رها شدن از گرفتاری خدا را نیز فراموش می کنند .

 

ایمان همراه با عمل ، ایمانی حقیقی است

از نظرگاه قرآن، عمل جزء ایمان نیست ، چرا كه آیات متعددی وجود دارد كه عمل را لازمه ایمان معرفی کرده و آن را ثمره و نتیجه آن می داند ، به صورتی كه از دیدگاه قرآن عمل صالح تنها در كنار ایمان، پایداری و دوام دارد و ایمان نیز تنها با وجود عمل صالح است كه طراوت و نشاط می یابد .7 این طور نیست که بگوییم ایمان دارم اما ربا و رشوه هم می گیرم !

 

قرآن می‌فرماید : همه مردم از این خانم یاد بگیرند ، « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ » همسر فرعون کاخ دید، پول دید، زور دید، اما هیچ یک از این کاخ و طلا در روحش نفوذ نکرد

 

ایمان تقلیدی ، نمونه ی ایمان منفی

بعضی افراد ایمانشان تقلیدی است ، مبنا ندارد . می گوید چون پدر و مادرم این گونه عمل کرده اند ، من هم این گونه عمل می کنم .

 

این ایمان‌ها سطحی است، ایمان سطحی باعث می ‌شود که موجی بیاید و همراه خود عمربن سعدی را به همراه بیاورد .

 

واقعه کربلا، نمونه ایمان‌های سطحی و ناپایدار

 

چطور شد کربلا پیش آمد ؟ دینشان آبکی بود. دین آبکی با یک باد می ‌آید ، با یک باد هم می ‌رود ؛ امام علی (ع) فرمود : " یمیلون کل مع ریح ؛ با هر وزشی دنبال همان وزش می روند."8

 

می ‌گویند : " خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو."

 

چطور امت خداپرست بنی اسرائیل ، گوساله پرست می‌شود؟ قرآن دلیل این را، عدم دارا بودن ایمان واقعی می داند.

 

تمام ساحران بنی اسرائیل جمع شدند ، آمدند و به فرعون گفتند: اگر ما آبروی موسی را بریزیم ، پول و امتیاز داریم؟ گفت : بله. شما آبرویش را بریزید ، هر چه بخواهید ، به شما می‌دهم . ساحران ، سحرهایشان را اجرا كردند ، حضرت موسی كه عصا را انداخت و به قدرت غیبی اژدها شد ، ساحران سری تكان دادند و فهمیدند در كار حضرت موسی، حساب كار خدایی است ، سحر و جادو نیست . پس به حضرت موسی ایمان آوردند . فرعون دید : عجب ! این‌ها را آورده است تا آبروی موسی را ببرند ، ولی این‌ها خودشان به حضرت موسی ایمان آورده‌اند . گفت : شما را تكه تكه می ‌كنم. آن وقت این‌ها ایمان واقعی پیدا كردند و گفتند: « فاقض ؛ قضاوت كن » هر كاری می ‌خواهی بكن ،تو هر كاری بكنی ، در همین دنیا است ، به درستی كه تو فقط در همین دنیا می توانی حكم كنی وبیش از این نیست كه جان ما را در این دنیا بگیری.

 

ساحر به فرعون می‌گوید: من آبروی موسی را می ‌ریزم ، اگر سكه‌ای به من بدهی ! یعنی منتظر یك سكه است. بعد كارش به جایی می‌رسد كه می‌گوید: سكه هایت ، كاخ و دربارت ، زور و شكنجه و حبست ، اصلاً تمام هستی، تمام قدرت و امكانات برای من پشیزی ارزش ندارد .

 

این نمونه ای از تبدیل ایمان منفی به ایمان مثبت است ؛ چرا که گاهی کارهای ما در ابتدا منفی است اما می توانیم با عملی آن را تبدیل به خوبی کنیم و بالعکس ، کاری را در ابتدا خوب انجام می دهیم اما باعملی آن را خراب می کنیم .

 

ایمان واقعی را تمام دنیا هم نمی‌تواند خللی در ایمان واقعی ایجاد کند اما ایمان سطحی با كوچك ترین حادثه از بین می‌رودو ناود می شود .




برچسب ها : ایمان واقعی

مقایسه نگاه غرب با نگاه متعالی و انسانی اسلام به مساله زنان، موضوعی است که مشخص کننده راه غربی ها در این زمینه است و نشانگر آن که پیروی از راه و روش غرب در این زمیه می تواند چه عواقب سوئی به همراه داشته باشد.

زن از دیدگاه اندیشمندان اسلامی؛ مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند می‏شود

رسول اکرم(ص): جبرییل به من خبر داد و درباره زنان مرتب به من سفارش می کرد، به گونه ای که گمان کردم مرد حق ندارد به زنش اف بگوید. جبرییل این گونه توصیه می کند: ای محمد تقوا را در مورد زنان رعایت کنید، ... نسبت به ایشان دلسوز باشید و قلب شان را نسبت به خود پاکیزه گردانید تا در کنارتان بمانند؛ آنان را ناخوش ندارید و بر آنان غضب نکنید و چیزی را که به ایشان داده اید، جز با رضایت و اجازه آنها ، از ایشان نگیرید.  (مستدرک الوسائل/ج14/ص252)

حضرت امام خمینی(ره): زن انسان است. آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه‌است. از دامن زن انسان‏ها پیدا می‏شوند. مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به‏وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می‏کند و با تربیت صحیح خودش‏کشور را آباد می‏کند. مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند می‏شود. زن مبدا همه سعادتها باید باشد.( صحیفه نور، ج ۱۶، ص ۲۴۶).

رهبر معظم انقلاب: زن را به عنوان یک موجودی که می تواند برای اصلاح جامعه یا پرورش انسان های والا بشود نگاه کنید تا معلوم شود که زن کیست و آزادی او چگونه است .

استاد شهید مطهرى: زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف, هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى, اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.

زن از دیدگاه اندیشمندان غربی؛ زنان،گربه، پرنده و در بهترین حال گاو باقی می مانند

ارسطو( فیلسوف یونان باستان): زن چیزی نیست مگر مرد ناکام، خطای طبیعت و حاصل نقصی در آفرینش.

برتولت برشت(نمایشنامه نویس و کارگردان تئاترو شاعر آلمانی): باید از زن استفاده کرد و هنگامی که مقصودت را برآورد، دورشان انداخت.

ژان ژاک روسو (فیلسوف و نویسنده فرانسوی) : هرگونه آموزش زن باید توسط مرد باشد و زن برای آن ساخته شده که تسلیم مرد باشد و بی عدالتی های او را تحمل کند.

نیچه(فیلسوف بزرگ آلمانی): زن قادر به دوستی نیست، زنان،گربه، پرنده و در بهترین حال گاو باقی می مانند. وقتی نزد زن می روی شلاق را فراموش نکن.

ناپلئون( نخستین امپراطور فرانسه): زن نباید اندیشه اش با نوری از ته دنیا روشن شود. دختر و زن از خصوصیات شهروندی محروم هستند.

در جاهلیت مدرن شخصیت زن زنده به گور می شود

ویل دورانت( نویسنده و تاریخ نگار مشهور قرن 19): آزادی زن در قرن بیستم از عوارض انقلاب صنعتی است؛ زنان، کارگران ارزانتری بودند و کارفرمایان، آنان را بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می دادند.

دکتر تونی گرنت: حقیقتا ما تا چه اندازه آزاد شده ایم؟ در پس ظاهر فریبنده کامل و خودکفای بسیاری از زنان امروزی، موجودی عصبی و غمگین نهفته است. اگر او پیش از این در بند خانه و شوهر و فرزندانش  بوده است اکنون غالبا با کار، اعتیاد به مواد مخدر و یا الکل به زنجیر کشیده شده است. حذف احساسات طبیعی و متانت زنانه، به زن متجددی که در حسرت رهایی از این ستمدیدگی جدید می سوزد، لطمه زیادی وارد می کند.

در انقلاب صنعتی، زن نیروی ارزان قیمت کارخانه ها بود و کارخانه ها به وسیله آنان اقدام به تولید انبوه نمودند و باید انبارهای پر از کالای خود را حالا خالی می کردند بنابراین بهترین راه تبلیغات را باز هم در زنان دانسته و او را ویترین کالاهای خود قرار دادند.یعنی از جسم زن و جاذبه های او بهره برداری نمودند و هرگز از خلاقیت، مدیریت و عواطف زنان استفاده نکردند.


این نوع نگاه به زن باعث شد تا در کشورهای اروپایی و امریکایی؛ ازدواج، تشکیل خانواده، همسرداری و تربیت فرزند به عنوان ارزش های یک زن در یک جامعه سالم و کارآمد به ضد ارزش تبدیل گردد و زن از زن بودنش و همسر بودن و مادر بودن خود تغییر هویت داده و به دنبال کار و اشتغال باشد( آنچه که سرمایه داران غربی به دنبال آن بودند) بدین ترتیب سن ازدواج و بی بند و باری های خیابانی افزایش یافت و زن به یک کالای تجاری تبدیل گردید.

سوزان فولادی( نویسنده و روزنامه نگار امریکایی): مطالعات روانشناسی گوناگون نشان داده که دختران مجرد و بانوان شاغل از افسردگی شدید همراه با خستگی مفرط، رنج می برند.

جیسکا اندرسون( پزشک زنان در امریکا و نویسنده کتاب افتخار مادر بودن): فرهنگ مصرفی غرب، اصل را بر اشتغال زن در بیرون از خانه گذاشته است و این باعث فشار روز افزون روحی و روانی بر زنان و مادران جوامع غربی شده است. لذا در دهه های اخیر، شاهد بازگشت داوطلبانه زنان شاغل به عرصه خانواده و احیای وظایف مادرانه بوده ایم.

نقطه تمرکز زن مسلمان از دیدگاه نظریه پرداز کانادایی

دکتر هنری مکو( نظریه پرداز کانادایی): نقط تمرکز زن مسلمان، خانواده اوست، آشیانه ای که فرزندانش در آن به دنیا می آیند و بالنده می شوند، او سازنده این آشیانه و ستونی است که نگهدارنده زندگی معنوی خانواده است، فرزندان را پرستاری کرده و آن را تربیت می کند و برای همسر خود حامی و پناهگاه است. در مقابل، ملکه زیبایی امریکایی جلوی چشم میلیون ها بیننده تلویزیونی عریان می خرامد. او یک فمینیست است، جزو دارایی های عمومی است. او به همه کس تعلق دارد، ...او همیشه خو را به حراج می گذارد.

جراحی های زیبایی و وسایل منزل، لوازم ضروری دستیابی به سلامتی، خوشبختی و زیبایی ظاهری هستند

دونالد بی رینزلی( استاد روانپزشک دانشگاه کانزاس امریکا): هر چیزی که باعث تضعیف خانواده می شود، در نهایت منجر به تضعیف جامعه می شود. امریکا به طور خاص و به طور کلی جوامع غربی روز به روز دچار آشفتگی بیشتری می شوند. با گذشت زمان، هنجارهای فرهنگی ، سنتی و ارزش ها، کم رنگ تر می شوند. مصرف مواد مخدر، خشونت، جرم و خیانت، خودکشی در میان نوجوانان، بارداری های نامشروع، سقط جنین و بیماری های مقاربتی از جمله ایدز به شدت رشد کرده و خشونت و هرزه نگاری در رسانه ها فراگیر شده است. به طور گسترده تبلیغ می شود که جراحی های زیبایی و وسایل منزل، لوازم ضروری دستیابی به سلامتی، خوشبختی و زیبایی ظاهری هستند.

جوامع غربی امروزه به این نتیجه رسیده اند که آنچه آنان را به پیشرفت و سعادت می رساند داشتن خانواده ای مستحکم است که زن پاک و سالم آن را می سازد. پس بدون شک با پیاده سازی سبک زندگی غربی هرگز ما به سرمنزل مقصود نخواهیم رسید و ای کاش این مهم فرهنگ سازی شود که مطابق کلام صادقان معصوم از جمله امام باقر(ع)، در زمان ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)، پنجاه تن از سیصد و اندی یار مخصوص ایشان، زنان می باشند. پس امروز و در عصر حاضر ما زنان مسلمان ایران اسلامی ، یاران امام زمانمان خواهیم بود اگر بر سیره الگوی بی همتای بانوی دوعالم حضرت فاطمه معصومه(س)، سبک زندگی مان را مزین و منقش کنیم و با ایمان، بصیرت و علم اندوزی نگهدارنده ای مطمئن برای زندگی معنوی خانواده خود باشیم.



مسیر زندگی هر کدام از ما با انتخاب هایی که می کنیم تعیین می گردد و بدین ترتیب سبک زندگی مان نیز بر اساس انتخاب هایمان شکل می گیرد. در هر مقطعی از زندگی باید از میان مسیرها، اشخاص، آداب و رسوم و ... یکی از آنها را انتخاب کنیم. انتخاب محل زندگی، انتخاب همسر، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب شغل، انتخاب نوع پوشش ، انتخاب نوع روابط اجتماعی و انتخاب رفتارهای خانوادگی و... همه و همه منجر به سبکی از زندگی می شود.

سبک زندگی پیامبر گرامی اسلام(ص)، ائمه اطهار(ع)، معصومین، علما، پارسایان هرکدام الگوهایی هستند که می توانند ما را در انتخاب مسیر زندگی یاری رسانند. در این میان بانوی دو عالم؛ حضرت زهرای مرضیه(س)، الگوی تمام عیار زنان مسلمان هستند که می توانند در ابعاد گوناگون زندگی یک سرمشق جامع و کامل به شمار آیند.

امام باقر(ع) می فرمایند: به خدا سوگند که خدا این بانوی گرانمایه را بوسیله دانش و بینش از دیگران ممتاز ساخت و از همان عالم "ذر" او را پاک و پاکیزه قرار داد.(بحارالانوار، ج43،ص65)

حضرت صدیقه طاهره(س)، چگونه بر پدر گرامی خود احترام می گذاشتند؟

هرگاه رسول خدا (ص) بر حضرت فاطمه (س) وارد مى شد، فاطمه به احترام پدر از جاى بر مى خاست ، دست آن حضرت را مى بوسيد و در جاى خودش مى نشانيد.

در ابتدای رسالت پیامبر(ص) به دلیل آزاد منشی پیامبر و رفتار صمیمانه ای که با مردم داشت افرادی به خود اجازه داده و ایشان را محمد صدا زده و حتی در مواردی بر او پیشی گرفته و آن چنان که باید ادب حضورحضرت را رعایت نمی کردند لذا خداوند متعال به آن ها هشدار دادکه رسول خدا(ص) را آن گونه که یکدیگر را خطاب می کنید صدا نزنید.
بعد از نزول این آیه، علیرغم نزدیکی و صمیمیت خاصی که میان حضرت زهرا(س) و پدرش وجود داشت، اما ادب انسانی و خدایی ایشان حکم می کرد که دستور خداوند را گردن نهد. لذا ایشان هم پدر را رسول الله خطاب می کرد، اما زمانی که پیامبر(ص) این کلمه را از او شنید فرمود: زهرا(س) جان پدر به قربانت! این آیه در رابطه با تو نیست تو همواره مرا پدر خطاب کن. پدر گفتن تو قلب مرا زنده و شاداب می کند و به رضایت خدا نزدیک تر است.

حضرت زهرا(س) در انتخاب همسر چه ملاک ها و معیارهایی داشتند؟

حضرت صدیقه طاهره(س)، دخت فرزانه پیامبر، حضرت علی(ع) را به شایستگی می شناخت و از سابقه درخشان و ویژگی های اخلاقی و کمالات انسانی و درایت و جوانمردی او آگاه بود. بنابراین سکوت پرمعنی او به نشانه آری بر این پیوند مبارک انجامید و نیز رسول اکرم  به خاطر احترام به شخصیت والای سالار بانوان پیش از مشورت با او و کسب رضایت و اجازه او ، با ازدواج علی(ع) با دخترش اعلان موافقت نکرد، بلکه از خود حضرت فاطمه نظرخواهی نمود.

حضرت صدیقه طاهره(س) چگونه در شب زفاف لباس عروسی خود را به عنوان هدیه به فرد تهیدست، انتخاب نمودند؟

سالار بانوان در شب عروسی خویش رکورد انفاق خالصانه و بی نظیر  را برای همیشه شکست و دست به بخشش و ایثاری در راه خدا زد که در کران تا کران تاریخ جاودانه شد. ایشان در آن شب پیراهن عروسی خویش را از تن درآورد و به زن بینوا انفاق نمود و خود همان جامه عادی خویش را پوشید و در مقابل این انفاق کریمانه، خداوند فرشته وحی را فروفرستاد و ارمغانی از لباس های بهشت را که از دیبای سبز تهیه شده بود را برای آن حضرت فرستاد.

چه مهریه ای را حضرت برای خود انتخاب نمودند؟

حضرت زهرا(س): ای پیامبر گرامی خدا ! دختران مردم عادی نیز همینگونه ازدواج می کنند و مهریه آنان از همین درهم و دینارهای دنیوی است، پس فرق ما و آنان چیست؟ من از شما تقاضا می کنم که این مهریه دنیوی و مادی را به شوی گرانقدرم بازگردانی و خود از خدا بخواهی که مهریه مرا شفاعت گناهکاران امت قرار دهد.

حضرت فاطمه معصومه(س) در چه منزلی بعد از عروسی وارد شدند؟

پس از اينك حضرت رسول اكرم عليه السلام پيشنهاد ازدواج حضرت على (ع) با فاطمه (س) را قبول كرد و از ميان وسايل كم على ، زره او را براى خرج عروسى قبول فرمود، على (ع) زره را فروخت و پول آن را نزد رسول اكرم آورد. پيامبر (ص) اين مبلغ را به سه قسمت تقسيم فرمودند، يك سوم براى خريد جهيزيه ، يك سوم براى خريدن عطر و بوى خوش و يك سوم آن را نزد ام سلمه به امانت گذاشتند تا براى وليمه شب عروسى از آن استفاده كنند.
پيامبر (ص) 63 درهم ، مقدار پولى را كه براى جهيزيه گذاشت بود چند نفر از ياران و اصحاب و فرمودند: با اين پول براى دخترم آنچه از لوازم خانه مورد نياز است تهيه كنيد. كه آن وسائل عبارتند از:
1- دو دست رختخواب از پارچه مصرى ، محتواى يكى از آنها برگ خرما و ديگرى پشم گوسفند بود.
2- فرشى از پوست .
3-بالشى از پشم با درونى از برگ خرما.
4-عبائى خيبرى .
5- مشك آب .
6- دو كوزه و دو ظرف آب . (دو ظرف بزرگ و دو ظرف كوچك (
7- آفتابه .
8- پرده اى از پشم نازك.
9- پيراهنى به قيمت 9 درهم .
10- يك روسرى به ارزش چهار درهم .
11- حوله اى سياه رنگ .
12- تختى پوشيده به روتختى .
13- چهار زير دستى از پشم طائف با محتواى از گياهى به نام اذفر.
14-حصيرى بحرينى .
15- دستاس .
16- وسيله و ظرف خضابى از مس .
17-ظرفى براى شير.
18-ظرفى بزرگ براى آب.
وقتى كالاها به نزد پيامبر عليه السلام آورده شد. پيامبر (صلى الله عليه وآله ) با دست آنها را زير و رو كرده و فرمودند: پروردگارا ! بركت ده قومى را كه بيشترين ظرفهايشان گلين است .

علی(ع) کف اتاق را از شن های نرم فرش کرد و چوبی به منظور آویختن مشک بر دیوار اتاق نصب نمود و سبو و کوزه آبی فراهم آورد و چوبی نیز به جای جالباسی از این دیوار تا تا دیوار دیگر نصب کرد. آنگاه کف اتاق را با فرشی که چیزی جز پوست گوسفند نبود فرش نمود و بالشی از لیف خرما در کنارش قرار داد.

حضرت زهرا(س) در راه عبادت خداوند چه مراحلی را انتخاب نمودند؟

کانوا قلیلا من اللیل  ما یهجعون و بالاسحارهم یستغفرون.(سوره51،آیه 19و20)

آنان اندکی از شب را می خوابیدند و به هنگامه سحر از  خدا آمرزش می خواستند. آورده اند که اینان عبارتند از : امیرالمومنین(ع)، فاطمه(س) و دو فرزندش حسن(ع) و حسین(ع).

ایشان در راه کسب رضایت همسر خود چه روشی را در پیش گرفته بودند؟

امیرالمومنان(ع) می فرمایند: به خدا سوگند که در همه عمر زندگی مشترک، هرگز به فاطمه خشم نگرفته و هرگز او را به کاری وادار نساختم ... و او نیز به من هرگز خشم نگرفت و در هیچ کاری مرا نافرمانی نکرد . او به گونه ای بود که هرگاه به او می نگریستم غم ها و اندوه هایم زدوده می شد. (بحارالانوار،ج43)

فاطمه(س) در زندگی مشترک با امیراالمومنان(ع) کارهای خانه و تهیه غذا و نان را به عهده گرفته بود و شوی گرانقدرش در برابر، کارهای خارج از منزل و آوردن مواد سوختی و ضروریات زندگی را به عهده داشت. (بحارالانوار،ج43،ص31)

حضرت صدیقه طاهره (س) آن روز که ابوبکر و عمر برای عیادت به منزل شان آمدند علیرغم  اینکه هرگز راضی به این ملاقات نبودن اما در جواب درخواست حضرت علی (ع) اینگونه فرمودند:

خانه، خانه توست و بانوان مسلمان از همسران خویش پیروی می کنند و من نیز در هیچ موردی مخالف دیدگاه شما عمل نخواهم کرد، بنابراین هر کس را دوست داری اجازه ورود به خانه ات بده.

حضرت فاطمه معصومه(س) در راه ولایت چه راهی را انتخاب نمودند؟

بانوی دو عالم در راه پاسداری از ولایت، به روشنگری و ایراد خطبه پرداختند و از هیچ راهی در راه احقاق حق ولی امرشان کوتاهی ننمودند و تنها و غریب در میان کوچه های مدینه، سعی می کردند تا مردم را بیدار کنند و در نهایت در راه پاسداری از ولی خود شهادت را برگزیدند و گمنامی و بی نشانی تنها درخواستی بود که حضرت از امیر المومنین علی (ع) داشتند.

با مطالعه سبک زندگی بانوی دو عالم و سرمشق قرار دادن آنچه که بدان معرفت پیدا می کنیم ، می توانیم انتخاب هایمان را در مدار زندگی فاطمی قرار دهیم و فرهنگ زهرایی زیستن را با عمل خود در جامعه ساری و جاری سازیم.



وبلاگ شهید محمود سلیمیان ریزی

  






حجاب، تکریم آن کسی است که در حجاب است. حجاب زن، تکریم زن است.
در بیشتر کشورها - حالا من «بیشتر» که میگویم، چون همه را اطلاع ندارم - در گذشته، در قدیم، در همین اروپا تا دویست سیصد سال پیش زنهای اعیان و اشراف حجابی روی صورتشان می‌انداختند؛ در بعضی از فیلمهای قدیمی شاید دیده باشید. یک حجاب می‌انداختند که چشمها به روی آنها نیفتد. این، تکریم است. در ایران باستانی زنهای اعیان و اشراف و رؤسا همه با حجاب بودند؛ زنهای افراد پائین و طبقات پست، نه، بی‌ حجاب هم می‌آمدند؛ مانعی هم نبود. اسلام آمد این تبعیض را گذاشت کنار، گفت نخیر، زن باید با حجاب باشد؛ یعنی این تکریم مال همه‌ی زنان است. این است نظر اسلام . آن وقت آنها حالا شده‌اند طلبکار، ما شده‌ایم بدهکار! آنها بدهکارند؛ آنها باید بگویند چرا زن را مثل یک کالا وسیله‌ی شهوترانی قرار دادند. یک آماری را همین دیروز برای من نقل کردند - آمار مال یک هفته قبل است - که یک سوم زنهای دنیا از دست مردها کتک میخورند! به نظر من اشک انسان در می‌آید؛ این گریه‌آور است. و این بیشتر در کشورهای صنعتی است؛ در کشورهای فرنگی است و ناشی از همان خشونتهای جنسی و مطالبات خشن جنسی است که مرد از زن دارد. این هوچیگری‌های آنها در مورد زن است؛ آن وقت راجع به زن بحث میکنند: شما حجاب را اجباری کردید. خود آنها بی_حجابی را اجباری میکنند، دختردانشجو را تو دانشگاه راه نمیدهند، به خاطر اینکه روسری دارد، آن وقت به ما میگویند چرا شما حجاب را اجباری کردید! این در جهت کرامت زن است، آن در جهت پرده‌دری و بی‌احترامی به زن است. و از این قبیل مواردی هست که اینها هوچیگری‌های_غرب است.







آرامش قلب




  امام علي سلام الله علیه: :  
   
  مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ اَراحَ قَلْبَهُ؛  
   
  هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت مى‏شود.  
   
  غررالحكم، ح 9122؛ ميزان الحكمة، ج 12، ص




برچسب ها : آرامش قلب

شرح حديث « الحياءُ حياءان، حياءُ عقلٍ و حياء حُمْقٍ و حياء العقل، العلم و حياءُ الحُمقِ، الجهل. » مربوط به حضرت رسول اكرم (ص) ؛ تحف العقول صفحه ۴۵.

حياءِ عقل آن است كه انسان از روى عقل احساس حياء كند، مثل حياء در هنگام ارتكاب گناه، و يا حياء در مقابل كسانى كه احترامشان لازم است و اين حياء علم است، يعنى رفتارى عالمانه مى‌باشد.

و حياء جهل آن است كه از پرسيدن و يادگرفتن يا از عبادتككردن و امثال آن، حياء كند (مثل كسانى كه در بعضى محيطها، از نماز خواندن، خجالت مىككشند) و اين حياء، رفتارى جاهلانه است.








[ مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ ]
[ Designed By Ashoora.ir ]